"اقتصاد اسلامی"–20| آیا «اقتصاد اسلامی» علم اقتصاد را نادیده میگیرد؟ گروه اقتصادی توانآپ؛ طرح موضوع اقتصاد اسلامی و ورود تدریجی مباحث آن به دانشگاهها، ذهنیتهایی را در میان برخی مدرسان و دانشجویان ایجاد کرده است که این پرسش را مطرح میکنند که آیا اقتصاد اسلامی با علم اقتصاد متعارف در تضاد است؟ بهویژه در مواقعی که مباحث مشابهی همچون «ماهیت پول و ربا» در درسهای مرتبط با پول و تأمین مالی اسلامی در مقطع دکتری تدریس میشود، برخی احساس میکنند که اقتصاد اسلامی بطور ضمنی با رد مباحث رایج در اقتصاد متعارف، آنها را نادرست میداند. این امر ممکن است این تصور را ایجاد کند که اقتصاد اسلامی در تلاش است تا موضوعات مشابه را با عناوینی متفاوت و جدید، بهجای آنچه در اقتصاد متعارف تدریس میشود، ارائه دهد.
در واقع، این نگرش سطحی برخی افراد نسبت به اقتصاد اسلامی نشاندهنده عدم آگاهی کافی از ماهیت این حوزه است. این افراد ممکن است علم اقتصاد متعارف را مجموعهای ثابت از تئوریها و نظرات، و نزدیک به علوم تجربی بدانند که همانطور که فیلسوف علم، کارل پوپر بیان میکند، "ادعای حقیقتگویی ندارد".
سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که با وجود تلاشهای معقول و محترمانه محققانی که بهدرستی برای نقد و بررسی کار خود آمادگی دارند، چرا برخی از اقتصاددانان باید با وجود مخالفت با بخشی از مفروضات یا نتایج تحقیق، بدون در نظر گرفتن ارزش علمی این تلاشها، آنها را نادیده بگیرند و به آنها اعتبار و شأن ندهند؟ در حالی که بطور مسلم، پژوهش علمی همواره باید در معرض نقد و اصلاح قرار گیرد تا حقیقت بطور کامل نمایان شود.
واقعیت این است که علم اقتصاد، با بیش از دویست و پنجاه سال تجربه و تفکر و آزمون در جوامع مختلف، بهویژه در اروپای غربی و آمریکای شمالی، به مجموعهای گسترده از ادبیات علمی تبدیل شده است. در این مدت، میلیونها مقاله و کتاب به تولید، ترویج و آموزش مفاهیم اقتصادی پرداختهاند که در حل مسائل و چالشهای اقتصادی بسیاری از جوامع نقش مؤثری داشته است. با این حال، شگفتآور است که برخی محققان و آموزشدهندگان این تلاشها را نادیده گرفته و آن را بیارزش میدانند.
این نوع نگرش مرتجعانه، نشاندهنده جهل و بیاطلاعی از مباحث اقتصادی و خودبزرگبینی تأسفبرانگیزی است که سالها تلاش علمی انسانها را نادیده میگیرد یا کمارزش میشمارد. دکتر حسن سبحانی استاد عالیقدر اقتصاد دانشگاه تهران در رد این نگاه، در کتاب «ابهامزدایی از اقتصاد اسلامی» نوشته است: ابیات ذیل از مولانا محمد بلخی در دفتر سوم مثنوی او، بیان مناسبی درباره کسانی است که در این مبحث مورد نظر هستند.
تحقیقات و اقتصاد اسلامیدانان بهدلیل پشتوانه احترام و حرمتی که اسلام برای دانش و دانشمند قائل است، نمیتوانند علم اقتصاد متعارف را نادیده بگیرند یا آن را مضر تشخیص دهند. زیرا در تحقق چنین فرضی، اولین کسی که مورد مذمت قرار میگیرد، کسانی هستند که چنین رویهای را آغاز کردهاند.
این نکته اهمیت ویژهای دارد که بیشتر کسانی که در حوزه اقتصاد اسلامی تحقیق میکنند یا آن را تدریس مینمایند، اقتصاد متعارف را بهخوبی میشناسند. اما در عین حال، پژوهشگران اقتصاد اسلامی باید به نقد و بررسی دستاوردهای علم اقتصاد بپردازند و در تلاش برای نوآوری، از آنچه در ادبیات موجود است، بهرهبرداری کنند.
بهطور کلی، محققان اقتصاد اسلامی باید در مواجهه با علم اقتصاد، به دنبال ایجاد تعادل و نوآوری باشند و از تکرار صرف آموزههای موجود پرهیز کنند. این رویکرد اصولی و قابلقبول برای هر محقق است و باید با دقت و توجه به نقد و بازبینی مفاهیم علمی پرداخته شود.
در نهایت، مهمترین عامل، توانایی تحلیل و حل مسائل اقتصادی با استفاده از روشهای کارآمد است، حتی اگر این روشها متفاوت و متنوع باشند. به نقل از تسنیم
انتهای پیام/
عاطفه آهنگر